صفحه ها
دسته
وبلاگ هاي مذهبي
لینک های مذهبی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 558461
تعداد نوشته ها : 744
تعداد نظرات : 85
Rss
طراح قالب
GraphistThem253

اوضاع کواکب
عبدالملک بن اعین -برادر زراره بن اعین- با آن که از راویان حدیث‏ بود، به نجوم احکامی و تأثیر اوضاع کواکب اعتقاد راسخ داشت. کتاب های‏ زیادی در این باب جمع کرده بود و به آن ها مراجعه می‏کرد. هر تصمیمی که‏
می‏خواست بگیرد و هر کاری که می‏خواست بکند، اول به سراغ کتاب های نجومی‏ می‏رفت و به محاسبه می‏پرداخت تا ببیند اوضاع کواکب چه حکم می‏کند.
تدریجاً این کار برایش عادت شده و نوعی وسواس در او ایجاد کرده بود. به طوری که در همه کارها به نجوم مراجعه می‏کرد. حس کرد که این کار امور زندگی او را فلج کرده است و روز بروز بر وسواسش افزوده می‏شود، و اگر این وضع ادامه پیدا کند و به سعد و نحس روزها و ساعت ها و طالع نیک و بد و امثال‏ این ها ترتیب اثر بدهد، نظم زندگیش به کلی بهم می‏خورد. از طرفی هم در خود توانایی مخالفت و بی اعتنایی نمی‏دید. و همیشه به احوال مردمی که، بی اعتنا به این امور، دنبال کار خود می‏روند و به خدا توکل می‏کنند و هیچ‏ درباره این چیزها فکر نمی‏کنند رشک می‏برد.
این مرد روزی حال خود را با امام صادق(ع) در میان گذاشت. عرض کرد: 'من به این علم مبتلی شده‏ام و دست و پایم بسته شده و نمی‏توانم از آن‏ دست بردارم'.
امام صادق(ع) با تعجب از او پرسید: 'تو به این چیزها معتقدی و عمل می‏کنی؟'
گفت: 'بلی یا ابن رسول الله!'
حضرت فرمود: 'من به تو فرمان می‏دهم: برو تمام آن کتاب ها را آتش بزن'.
فرمان امام به قلبش نیرو بخشید، رفت و تمام آن ها را آتش زد و خود را راحت کرد.

منبع:www.noorihamedani.com


دسته ها : داستان روز
جمعه نهم 5 1388
X